هميشه دوستت دارم
اي سر چشمه ي محبت
اي عشق واقعي
چگونه ستايشت کنم در حالي که قلبت از محبت بي نياز است
چگونه ببوسمت وقتي که عشقت در وجودم جاري ميشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زيباست دلنشين است
چه داشته اي که اينگونه مرا تلسم کرده اي
من اينگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردي
تو هواي دلم را با طراوت کردي
زماني که با تو هستم به آسمان به بيکران برواز ميکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پايان راه را نميدانم
من از قصه زندگي ام نمي ترسم
من از بي تو بودن به ياد تو زيستن و تنها از خاطرات گذشته تغذيه کردن مي ترسم.
اي بهار زندگي ام
اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگيست
اکنون که باهايم توان راه رفتن ندارد
برگرد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سويم بگشا
باز هم شانه هايت را مرحمي برايم قرار بده.
بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده.
اين را بدان که با آمدنت غم براي هميشه من را ترک خواهد کرد.
بس برگرد که من به اميد ديدار تو زنده ام
